-----------------------------------
این آرم حزب الله رو تا حالا ندیده بودم . اما شباهتی یافتم بین آن با آرم سازمان مجاهدین(از نوع خلقش نه اسلامیش) که برایم جالب بود ... گفتم شاید برای شما هم جالب باشد .

حزب اللهی که این همه دم از اسلام (بخوانید اسلام قلابی وحشی پرست و وحشی ساز مد نظر آقایان)میزند و از نام امام زمان بهره کشی سیاسی میکند و خلق خدا هم همگی تنها نظاره گرند یا نهایتا آهی از ته دل میکشند ( یکیش هم خود بنده ) چه افکار شومی در سر دارد که باید در طراحی آرمش از اسلحه استفاده کند ..؟ اگر بخواهند در پاسخ پای بینش جهاد در راه خدا را به میان بیاورند که دیگر هیچ ، فاتحه ی اسلام را بخوانیم و خود را خلاص کنیم ... امثال سعید امامی و فلاحیان هم با افکاری از این دست آن همه آدم رو سلاخی کردند . به یک آذر داریم نزدیک میشیم . خاطره ی تلخ کشتار روشنفکران نظیر فروهرها و مختاری و پوینده و البته دهها تن دیگر که حتی افرادی سیاسی هم نبودند و برخیشان تنها به جرم دوستی با این روشنفکران به سلاخ خانه برده شدند . حالا که یاد این عزیزان به میان امد بگذارید با هم حداقل یکبار دیگر مرور کنیم نام این عزیزان از دست رفته را ...
جدید :
( دوست عزیزم زهرا جان لطف کرده و نام برخی از این عزیزان به قتل رسیده شده !! رو در کامنتهام نوشته . اگر تصاویر رو نمیتونید ببینید اسامی رو در صفحه ی کامنتها میتونید مشاهده کنید . تصاویر رو از کامپیوتر دیگری هم امتحان کردم باز میشدند نمیدونم چرا برای برخی دوستان قابل رویت نیستند .. به هر حال پوزش )






برداشت اسامی از سایت گلشن ( به دلیل حجم زیاد مجبور شدم تصاویر را کوچکتر کنم که این امر باعث شد از کیفیت آنها کاسته شود ..از این بابت پوزش میخواهم )
------------------------
میبینید ؟ وزارتخانه ی فلاحیان جان چند تن انسان بیگناه را گرفت ؟ و حالا گویی آب از آب تکان نخورده دوباره به مسند برگشته .. هیهات هیهات هیهات ...
در میان این نامها من خیلی از آنها را نمیشناسم . شاید و حتما خیلی از شماها آنها را بیشتر بشناسید . اما در میان اسامی ، نام حسین سرشار را دیدم .. حسین سرشار یاد آور خاطرات کودکی من است .. حسین سرشار مرد بشاش اپرا خوان طبقه ی سوم اجاره نشینها است . اجاره نشینهای داریوش مهرجویی .. دوست داشتنی ترین فیلمی که از دوران کودکیم به خاطر دارم . تا سال گذشته نمیدانستم او را هم کشته اند . او را کشته اند .. کشته اند ....
خدایا او را هم کشته اند .. چند نفر دیگر را بیگناه کشته اند که حتی نامشان اینجا نیست ... ؟
----------------------------
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان صخم دار است
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه میکنید ؟
گیرم که میزنید ، گیرم که میبرید ، گیرم که میکشید
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید ؟
***
ساعت ۴ صبحه . خواب از سرم پریده .. به سنجری فکر میکردم .. گفتم بیام یه مطلبی بنویسم با کلی گلایه از گرگهای این سرزمین که بی خبر آدم ربایی میکنند ..آدم کشی میکنند .. آدم خوری میکنند ؟؟!!!
حداقل گرگهای بیابان قبل از شکار سر و صدا راه میندازند ..گرگهای شهری همین قدر شرف را دارند ؟؟؟؟؟
سری به وبلاگ کیانوش سنجری زدم دیدم ااااااااااا .......بعد از ماهها آزاد شده .. اما موقت .. خیلی خوشحال شدم که حداقل خبری ازش دارم .. کیانوش هنوز هست .... و چه روحیه ای دارد این پسر ..در این چند ساله دائم یک پایش در زندان بوده اما هنوز امیدوار است راهی برای به اثبات رساندن حقوق شهروندیش پیدا میکند ...

حتی حاضر به خارج شدن از ایران نیست ... اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و چند تا جفنگیات دیگه هست و خدا میداند چه خوابی برایش دیده اند .. اما میگوید در ایران میماند ... نمیخواهد غم غربت را مثل دیگر دوستانش تجربه کند .. مصاحبه ای با او کرده اند :
گزارش يک دستگيری غريب: گفت و گوی نسرين بصيری با کيانوش سنجری 2
-----------------------------
تمام دنیا مسخره بازی شده ..فقط به اسم ، سازمان حمایت از بشر و حمایت از طبیعت و حمایت از حیوانات و .. ساخته اند .. حداقل تشکیلات حمایت از حیواناتش بیشتر بازدهی دارند تا تشکیلات از نوع بشریش. سازمان ملل از این همه گنده کاری حاکمان ملل خبر دارد اما دست روی دست گذاشته و فقط نامه پرانی میکند و هشدار میدهد و ... تنها اسمش با مسماس ... آخر مردان ناحسابی حداقل از شما یک حرکت ...!!!
زهی خیالات باطل ..!! (چه توقعات شگفتی دارم ..!!)
***
پیش نوشت : دلم نمیخواست چهره های جنایتکار ... را در وبلاگم بگذارم. اما شاید پیش مقدمه ای باشد برای عزیزانی که دسترسی به سایتهای فیلتر شده ندارند . مطلب زیر از سایت پیک نت برداشت شده است . دوستان به من اطلاع بدهند کدام سایتها برایشان فیلتر است تا سر فرصت مطالب مورد علاقه شان را در وبلاگی در دسترس عموم بگذارم . در پناه ایزد *
----------------------------------------
سرانجام محتوم ۳ نسل جنايتكاران
از مشروطه به اين سو، نقش آمران و عاملان جنايات، كشتار، شكنجه و اعدام بر كاغذ و پرده ضبط شده است. از باغشاه تهران و اعدام ملك المتكلمين يادگارهای خونينی بر جای مانده است. ناصرالدين شاه به عكاسی و عكس علاقه داشت اما شايد نمی دانست كه اين وسيله تنها برای برداشتن عكس او در شكارگاه و تفرجگاهها اختراع نشده است. دوربين خود را تكثير میكند و كرد و تصاوير ديگری نيز برداشته شد. گرچه نه به دوران او، اما به دوران مظفرالدين شاه و محمدعلی ميزا و... چرا و بسيار هم.
از آغاز همگانی شدن دوربين و عكس برداری، از سه نسل شكنجه گران و عاملان جنايات نيز دركنار آمران آنها عكس و تصوير به جای مانده است. از دوران رضاخان، دوران پسر او"محمد رضا" و اكنون از نسل سوم دودمان استبداد. سرپاس مختاری و پزشك احمدی دوران رضا شاه اجداد لاجوردی و مرتضوی و ازغدی و مجيد حلوائی در جمهوری اسلامی بودند و تهرانی، حسين زاده، عضدی و... نسل شكنجه گران فاصله اين دو نسل.
نسل اول آنقدر به ادامه قدرت رضا شاه ايمان داشت كه برای پنهان كردن خويش نام مستعاری انتخاب نكرد اما نسل ميانی چرا. شكنجه گران و عاملان جنايات در زندانها و قتلهای زنجيرهای در دوران محمد رضا نام مستعار برای خود انتخاب كردند. هر دو گروه در دوران پهلوی همان كردند كه در جمهوری اسلامی تيمهای قتلهای زنجيرهای و اعدام و شكنجه كردند. هيچ حكومتی درجهان ابدی نبوده و ابدی نيز نخواهد بود. پرچمها كه پائين كشيده شد نوبت حساب پس دادن میرسد. همانگونه كه سرپاس مختاری، سرلشكر ايرم، پزشك احمدی، عباس شش انگشتی از عاملان جنايات در زمان رضا شاه در امان نماندند، شكنجه گران و جنايتكاران دوران پسر او نيز در امان نماندند. مرتضویها و ازغدیها هم در امان نخواهند ماند، به آن شرط كه از اين ليست حذف نشوند. اين حكم روزگار است.
چرا اين را لازم بود يادآوری كنيم؟
به آن دليل كه دولت احمدی نژاد تصور كرده نسل چهارم را میتواند به ميدان آورد! يعنی سر از نو روزی از نو!

مرتضوی ازغدی شريعتمداری لاجوردي
----------------------------------------
از منظر شما چه فرقی است بین جنایتکاران ( عاشق کشان یا هر چه که خود مینامید ) پس از انقلاب با جنایتکاران پیش از انقلاب ؟ جدی میپرسم . چطور در اینباره فکر میکنید ؟
----------------------------------------
یک ضرب المثل فرانسوی میگوید :
دشمن کوچک وجود ندارد .
----------------------------------------
-----------------------------------
یک ضرب المثل برمایی میگوید :
گاوی که شیر نمیدهد لگد میزند .

( نیک آهنگ کوثر) لینک تصویر : http://roozonline.com/07cartoons/011287.shtml
***
----------------------------------
کسی که از دود میترسد نمیتواند از لذت حرارت آتش برخوردار شود .
----------------------------------

----------------------------------
***
شهادت على عليه السلام

سال چهل و شب 19 ماه رمضان را امام از زمانهاى بسيار دور انتظار مىكشيد.رسول خدا صلى الله عليه و آله او را از واقعه شهادتش خبر داده بود و امام عليه السلام غافلگيرانه و بىخبر با مرگ مواجه نشده بود. چه بسا ايام امام عليه السلام دستى به سر و آنگاه به محاسن خود مىكشيد و از خضاب محاسن خود با خون سر خويش خبر مىداد.و يا گاهى كه اندوه و غم بر او مستولى شده و شوق ديدار پروردگار در دل او زندهتر مىشد دستبه دعا بر مىداشت كه خدا شقاوت پسر مرادى (ابن ملجم) را برسان.
سال چهل هجرى،سال نكبتبار براى امت اسلام و براى امام سالى پربركت و راحت افزا بود.فوز عظيمى را كه امام طالب آن بود.يعنى شهادت،در اين سال نصيب او شد و نداى فزت و رب الكعبه را امام عليه السلام در اين سال در محراب عبادت،آنهم با چهرهاى خون آلود سر داد.
چه زيباست آن لحظه و ساعتى كه آدمى احساس مىكند همه برنامه و تكاليفش را در زندگى انجام داده و اينك فارغ البال با چهرهاى سرخ و با غرورى الهى به وعدهگاه موعود و بجوار حق بشتابد و دفتر زندگيش را در بعد انجام وظيفه بسته مىبيند.
تفكر در شب مرگ
بگفته جرج جرداق امام عليه السلام در شب مرگ ساعتى زانوها را در بغل گرفت و لحظاتى به فكر فرو رفت.گذشته حيات خود را از روزگاران دور بنظر آورد.بياد آورد:
-روزگار كودكى و حيات خود را در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله كه سايه او را بر سر داشت و دست پر مهر او را در بازوگيرى از او.
-روزگار قبول اسلام و رنجها و مرارتهائى را كه در دوران قبل از هجرت متحمل شده و شايد زجرها و شكنجههاى ياران و مؤمنان اوليه بود.
-شب هجرت و ساعات پر هراس شب را كه به اتكاى پروردگار در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله خوابيد تا او جان سالم را بدر برد و در خدمت رشد بشريتباشد.
-دوران پس از هجرت تا زمان مرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله كه سراسر آن به جنگ و درگيرى با جاهلان و مشركان گذشت و در فاصله 10 سال 84 غزوه و يا كمتر را پشتسر گذارده بود.
-دوران سقيفه و پايه گذارىها و صدمات و لطمات ناشيه از آن و غصب خلافتى كه سبب شد او 25 سال از دوران عمر خود را بدور از اعمال قدرت اسلامى بگذراند.
-ياران و دوستان و وفاداران كه هر كدام يا در ميدان به شهادت رسيدند و يا ترور شدند و يا با مرگ طبيعى رخ به نقاب خاك كشيدند.

نگرانى و دلتنگى
از آن همه رنجها و افسردگى دلش گرفت،بويژه از آن بابت كه خود را تنها يافت.با قلبى پر از تاثر آماده مرگ شد. بويژه از آن بابت كه او زحمات پيامبر و مجاهدان و شهداى اسلام را در معرض هدر و تلف مىديد.
او متاثر است از اينكه دوستان وفادارى چون مالك اشتر،محمد بن ابى بكر،سلمان فارسى،ابوذر،عبد الله خباب و...را از دست داده و برخى از اينان به حيله و نيرنگ كشته شدهاند و يا با رنج و تاسف از دار دنيا رفتهاند.
مسجد،نماز،ترور
بالاخره به مسجد رفت،بر بالاى مناره قرار گرفت و آخرين اذان خود را با صداى بلند سرود،به صحن مسجد براى اداى نماز آمد.ابن ملجم به صورت دمرو خوابيده و شمشير خود را در وسط پا پنهان داشته بود.امام خفتگان در مسجد را بيدار كرد و از جمله ابن ملجم را.
به نماز ايستاد،ركعت اول و دوم را خواند و در حين سر برداشتن از سجده شمشير زهر آلود ابن ملجم به همراه اين فرياد بر سر او فرود آمد كه لله الحكم لا لك يا علی.امام عليه السلام بظاهر نماز را تمام كرد و فرمود:بسم الله و بالله و على ملة رسول الله-فزت و رب الكعبة،به نام و ياد خدا و بر اساس آئين رسول خدا جانمىدهيم، قسم بخداى كعبه رستگار و راحتشدم.
سپس اين آيه قرآن را خواند: شما را از خاك آفريديم و به خاكتان بر مىگردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون مىآوريم .
ابن ملجم پس از ضربهاى گريخت،ولى نتوانستخود را مخفى كند و بظاهر از عمل خود گيج و مبهوت مانده بود و سرگردان در كوچهاى با همان شمشير خون آلود ايستاده بود بهنگامى كه از او پرسيدند كه تو چنين كردى چارهاى جز اعتراف نداشت و بدينسان به زودى دستگير شد.
شب وفات
وفاتش در شب يكشنبه 21 ماه رمضان سال چهل اتفاق افتاد كه شب قدر بود و شبهاى قدر بر خلاف تصور عدهاى از جاهلان پس از وفات امام عليه السلام ايجاد نشد و امرى بود كه حتى قبل از اسلام سابقه داشته و در اسلام هم بر آن صحه گذارده شده بود.و بر حسب اتفاق و شايد هم مقدراتى شب ضربه خوردن و شهادت امام عليه السلام با آن شبها مصادف شده بود.
بفرموده امام مجتبى عليه السلام او در شبى از دنيا رفت كه موسى عليه السلام در آن شب از دنيا رفت، عيسى در آن شب به آسمان عروج كرد،قرآن در آن شب نازل شد.
برداشت از سایت امام علی (ع)
-----------------------------------------
و ما ( من !) اندر خم یک کوچه ! علی ورد زبانمان و هنوز چه میدانیم علی که بود و چه گفت و چه میخواست ؟!
به امید روزی که دریابیم و عمل کنیم به اندیشه و راه واقعی علی ...

