تبليغاتX
فرمود در سوره اعراف: آن گاه که روحت تشنه ی نیایش و راز و نیاز است... آهسته مرا بخوان رنجستان یک زن مشرقی




رنجستان یک زن مشرقی

پیشتر نوشته ها
آمار وب
طراح قالب:
 
بیست و هشت / خداحافظ
   

مادر بزرگم هم رفت // بی چک و چونه ............

پدر بزرگ که به چشم ندیدیم .. دو مادربزرگ داشتیم .. و حال آنها را هم نداریم .

خدایا شکرت ..

اشکم در نمیامد ..

تا برادر با پدر تماش گرفت ... و آن گاه بود که آرام اشکها آمد و خاطرات زنده شد ..

حالا دیگر از فرار برای نرفتن به خانه ی بقیه ی اقوام( وقتی سفر میکردیم به خوزستان ) جایی را نداریم که بگوییم بابا ما میریم خونه ی مادر بزرگ شما برید هر جا خواستید سر بزنید .. دوستها و آشناها در ولایت ! ما از شمارش خارجند ... ما هم که بزرگ شده در تهران چه میدانستیم کی به کی است .. پس خانه ی مادربزرگ مامن ما بود ...  آآآآه ه ه ه  .. مادربزرگ آن خانه بی تو دیگر صفایی ندارد .. آن نخلها ، آن درختان کنار ( کنار بر وزن غبار ) که بچه ها وقتی میخواستن کنار ها رو ازش بچینن دادت در میومد و میگفتی درخت رو این قدر محکم تکون ندید ..و زیر لب غر میزدی ...حالا بی تو ، بدون حمایت تو چه میکنند ؟! سالی یکبار یا نهایت دوبار به خوزستان میامدیم و تو چه صمیمانه ما را در آغوش میکشیدی ... و این چند بار آخر ..چند سال آخر ، ما را با گریه در آغوش میکشیدی ..

و تقدیر خواست تا مریضیت را نبینم // تا فراموشیت را نبینم // نبینم که دیگر ما را نمیشناسی // که دیگر حرف نمیزنی // و دیگر غذا نمیخوری ........

خدا رحمتت کند .. دلم میگیرد .. دلم از خود بی خاصیتم میگیرد ..که خدا همه نعمتی به من داد اما قدرشان را  ندانستم و نمیدانم  ..

 همشه بمون میگفتی بی قضا بوی .. با آن زبان شیرین محلی ..

حالا من به تو میگم در سفری که در پیش داری بی قضا بوی ..

 

خیر پیش و خدا به همرات ..

( برای او )

*****

 


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 0:58 AM | |                              

 

بیست و هفت / آن انتخاب الهی
 

 

بهترين و بدترين مردم

بدانهنگام كه مردم بحضور امام آمدند و از ناروائيهاى خلافت عثمان شكايت كردند و از او خواستند كه با عثمان سخن گويد تا به خواستهاشان توجه كند ، امام به پيش عثمان رفت و چنين فرمود :
مردم ، پشت سرمنند و مرا براى پيامگزارى نزد تو فرستاده‏اند تا پيامشان بتو برسانم ، بخدا سوگند نميدانم بتوچه بگويم ؟ من چيزى نميدانم كه تو خود ندانى و راهى بتو نمى‏توانم نشان دهم كه تو آنرا نشناسى ، تو هر چه ما مى‏دانيم مى‏دانى ( و از اينهمه ناروائى آگاهى ) ما چيزى بيشتر از تو نمى‏دانيم كه بدان آگاهت سازيم و به پنهانى چيزى درنيافتيم كه بتو برسانيم ، ما همانرا ديديم كه تو ديدى و همان را شنيديم كه تو شنيدى ( و روش پيامبر را ديدى و گفتارش را شنيدى ) خدا را ، خدا را ، از كردار خويش بهراس . بخدا سوگند ، آنچنان نابينا نيستى كه بينائيت دهند ، راهها روشن است ، پس بدان كه بهترين مردم در پيشگاه خداوند زمامدار دادگرى است كه براه حق هدايت يافته باشد و مردم را ، راهنمائى كند و بدترين مردمان در نزد خدا زمامدار ستمگرى است كه گمراه شده و مردم را بگمراهى كشاند و من از پيامبر خدا شنيدم كه ميفرمود « زمامدار ستمكار را بدادگاه قيامت مى‏آورند و او هيچ ياور و پوزشخواهى ندارد و در آتش دوزخش مى‏اندازند و پيكرش چون سنگ آسيا در شعله‏هاى آتش ميچرخد تا بژرفاى جهنم مى‏افتد » و ترا بخدا سوگند ميدهم كه مبادا همان پيشواى مقتولى باشى كه زبان وحى خبر داد و گفت در اين امت پيشوائى كشته مى‏شود كه با قتل او دروازه‏هاى كشتار تا روز رستاخيز باز مى‏شود و كارها به ناروائى و اشتباه ميافتد و فتنه‏ها و تباهيها پايدار ميماند ، چنانكه مردم ، حق را از باطل نمى‏شناسند و در امواج گرفتاريها ، سراسيمه ميشوند و بنادانى و اشتباه ميگرايند هان اى عثمان ، اكنون كه ساليانى دراز ، از عمرت گذشته و روزگارت بپايان رسيده همچون شترى در اختيار مردان مباش كه بهر كجايت كه بخواهد به تندى براند.

*****

باید علی را شناخت .. نگو علی شناختنی و دست نیافتنیست .. علی ای که نشود فهمیدش به کار ما نمیاید .. میشود او را فهمید .. باید بشود او را درک کرد .. تا زندگی را بر پایه ی تفکرش بنا کرد که آن وقت خدا در گوشه گوشه ی خانه هویدا میشود ..

  اقلیت مسلمانان شیعه ، مظلومیت علی را از پس تاریخ فرسوده دریابیم .. بیش از این تنهایش نگذاریم .. مسلمان باشیم .. شیعه ی راستین علی باشیم .. 

*****

عید عزیز غدیر ، مایه ی افتخار شیعیان علی ،  بر همگیتان فرخنده باد


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 1:59 AM | |                              

 

بیست و شش / درد و دل به زبان نه چندان خواندنی و ملال آور
 

 

******

وقتی در محیطی زندگی میکنی که اقلیت و یا زیر اقلیت محسوب میشوی آن وقت است که حس غریبی به تو دست میدهد ..ایرادات خودمان را که به عنوان یک شیعه ی تنها علی دوست نه علی شناس خوب میدانیم اما دست کم تفاوتهای آشکاری داریم با اهل مسیحیت که فکر میکنم قابل قیاس نیستند . هر چه بیشتر با افکار مسیحیان آشنا میشوی ... !! آخر این چه بساطی است .. چند وقت پیش رادیو روشن بود و داشتم گوش میکردم .. موجها رو همین طور که عوض میکردم روی یک موج ایستادم ببینم چی میگه .. داشت درباره ی مسیح حرف میزد و پسر خدا بودنش و اینکه یک پدیده ی استثنایی و غیر بشری و چه و چه بوده تولد مسیح .. اینکه خداوند خود مریم باکره را آبستن کرد و ..!! چند دقیقه ای بیشتر نتونستم گوش بدم .. حالم رو به هم زد این شیوه ی خداپرستی .. این شیوه ی دینداری .. موج رادیو رو دوباره عوض کردم تا هر چی میتونستم از این شبکه های مذهبیشون دور بشم ..  وقتیکه که با طرز فکر مسیحیا  بیشتر  آشنا میشم از عیسایی که اینها نشون میدن بی تعارف بدم میاد .. من همان مسیحی را که اسلام شرح میکند دوست دارم .. //  شنیده بودم تنها خودشان را قبول دارن مسیحیا .. وقتی پای حرفهاشون بشینی میبینی که بلههههههههههههههههه .. // (البته نه همشون ولی خوب بیشترشون ) یکیشان محمد را به عنوان لیدر (رهبر ) مسلمانها میشناخت .. بهش گفتم محمد لیدر نبود مثل مسیح شما پیغمبر و برگزیده ی خدا بود //    .. مثلا از اسلام تنها حجاب را میبینند و فکر میکنند زنها در اسلام یک موجودات بدبخت فلک زده ای هستند  که مردها بر آنها حکمرانی میکنند ... از اسلام فقط برخی کارهای سختش رو میشناسن که البته به گمان اینها سخته ... اااا شما ۳۰ روز از صبح تا شب غذا نمیخوریت ... اوووووووووو شما خوک نمیخوریت مشروب نمیخوریت .... زنهاتون با غیر مرد مسلمون ازدواج نمیتونن بکنن ....  اینه اسلامی که اینها میشناسن ...

آزادگی این اسلام .. درسهای زندگی این اسلام .. علمی که در جای جای این اسلام نهفته است ... دانشمندی چون علی .. آزادمردی چون حسین ... نه بابا خبری نیست  ..!!

قدر مسلمان بودن خودمون رو بدونیم و به ویژه شیعه بودن .. ما اگر علی علی میکنیم همین را هم نگه داریم خودش کلیست .. ایراد تنها ما نداریم ... ایرادات اینها یی که مسیح را به آن شکل میپرستند و میگویند تنها انسانی است که بر روی زمین گناه نکرده و .. .. هم در افکارشان باید تجدید نظر کنن ... دوستان نکنید .. اسلام و تشیع را بیشتر از این تخریب نکنید ...


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 1:47 AM | |                              

 

بیست و پنج / از برای دوست
   

پیش نوشت : با خبر شدم یکی از دوستان بلاگر ( ریحان - يادواره ) در غم از دست دادن پدر عزیزش سوگوار است . همدردی مرا هم بپذیر دوست گرام من . خدایش بیامرزد . رفت اما مهم اینست که به دیار ابدی شتافت و در جوار ایزدی آرامش گرفت . از خدا برایت صبر و آرامش آرزو میکنم .

-------------------------------------------------

 

 

چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد

 

چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد حکیم دروی ننهاد کارها بنیاد
مشو مقیم درآبادی خراب جهان چو کس مقیم نماند درین خراب آباد
مبر ز باد غرور ار بلندیی داری که خس بلند شد از باد لیک باز افتاد
چو هست بنده‌ی خلق آدمی ز بهر طمع خوشاکسی که ازین بندگی بود آزاد
چنان بزی که نمیری اگر توانی زیست چو هر که هست به عالم برای مردن زاد
از آن خویش مدان خسروا که عاریت است متاع عمر که دادند باز خواهی داد

  ( دهلوی  )

*      *

*

 


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 2:0 AM | |                              

 

بیست و چهار / آرزوهای خوش
   

سال نوی میلادی رو به همه شاد باش میگم

یه چند تا ضرب المثل از ملل مختلف جهان مینویسم با آرزوی اینکه در این سال بیشتر شاهد دوستی و محبت باشیم :

اسکاتلندی : اگر ما آنچه بایستی بکنیم میکردیم ، به آنچه بایستی داشته باشیم میرسیدیم .

انگلیسی : تجربه بدون آموختن بهتر از آموزش بدون تجربه است .

چینی : هر لحظه از زمان را از آن خود گردان .

مصری : کسی که تنها میخورد تنها سرفه میکند .

مالایا : مادام که فقط صدای تندر را شنیده ای و هنوز باران نیامده است ، آب را از کوزه خالی مکن .

فرانسوی : عاقلتر از همه کسی است که خود را عاقل نمی انگارد .

دانمارکی : شکم پر هرگز تصور نمیکند که دوباره خالی خواهد شد .

فارسی : ببخش و منت منه که نفع آن به تو باز گردد .

آذربایجانی : به گرگ گفتند تو را چوپان کرده اند ، گریست . گفتند چرا گریه میکنی ، گفت میترسم دروغ باشد .

بلغارستانی : آب و آتش نوکران خوب و اربابان بدی هستند .

اسپانیولی : گدا چشم دیدن گدای دیگر را ندارد .

آلمانی : آنکه (( الف )) میگوید سرانجام به (( ی )) میرسد .

نروژی : اقبال و بداقبالی همسایه ی یکدیگرند .

عبری : خانه ای که  روی فقرا گشاده نیست روی طبیب گشاده خواهد بود .

یونانی : به من امروز را بده و فردا را بگیر .

ایتالیایی : گاهی ترحم ظلم است و ظلم ترحم .

ژاپنی : گناهکار هرگز زیبا نیست .

روسی : خوشبختی اسب نیست . شما نمیتوانید یراقش کنید .

حالا به رسم همیشگی یه کم پارتی بازی کرده و خودمون رو بیشتر تحویل میگیرم :

فارسی : کسی که وفا به عهد نکند دین ندارد .

فارسی : عقل قوت گیرد از عقل دگر .

فارسی : علم اگر چه اندک باشد ولیکن از عبادت زیاد بهتر است .

همگی در پناه ایزد *

 


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 1:17 PM | |                              

 

بیست و سه / دیو سپید !
   

 ای دیو سپید پای در بند!

 

ای دیو سپید پای در بند! ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده‌ی زمینی از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه ! وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی افسرده مباش، خوش همی خند

 

ای مادر سر سپید! بشنو این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه بخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بی‌مماثل معجونی ساز بی‌همانند
از آتش آه خلق مظلوم وز شعله‌ی کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینه‌ی عاد صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید از ریشه بنای ظلم برکند
زین بی‌خردان سفله بستان داد دل مردم خردمند

 

استاد محمد تقی بهار

***


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 10:31 PM | |                              

 

بیست و دو / زیباترین سروده ی هستی
   

 منتخبی از کتاب زیباترین سروده ی هستی (دکتر مصطفی چمران )

هر که را دیده ام ، علی را دوست میدارد و در مقابل عظمت و انسانیت او تعظیم میکند . چرا اینقدر علی علی میگوییم و دنبال او میرویم ؟ چرا اینقدر شیفته ی علی هستیم ؟ چرا اینقدر در عشق او میسوزیم ؟ زیرا همه ی ما میخواهیم مثل علی باشیم ، دوست داریم در عشق و کمال به درجه ی او برسیم ، خوش داریم در شجاعت ، در صبر ، در علم و تقوا ، در سخنوری ، در همه ی فضایل اخلاقی مثل او باشیم ، ولی میدانیم که حد علی مافوق طاقت بشری است و برای ما به هیچ وجه میسر نیست که به حد علی برسیم . لذا علی تبلور آرزوهای انسانهاست که لااقل به صورت آرزو ، عطش درونی و قلبی ما را تسکین میبخشد .

 ما هزار گناه میکنیم و از کمال بینهایت بدوریم ، ولی هنگامیکه تموج روح ما بر شهوات و خواسته های مادی تسلط میگیرد ، یکباره به سراغ علی میرویم و تمام احساسات قلبی و آرزوهای برآورده نشده خود را در او مجسم میکنیم و با ذکر علی علی عشق خود را به کمال و حق و خواسته ی خود را برای مبارزه با جهل و فساد بیان میکنیم . علی مظهر کمال و فداکاری و عشق و تمام ارزشهای عالی انسان است و با ذکر نام او به خدا نزدیک میشویم و از گناهان استغفار میکنیم و به سوی کمال رهسپار میشویم .

***

 


 

[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 7:22 AM | |                              

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
داریوش قالبساز &

<