رنجستان یک زن مشرقی
داریوش کمانی
.........
خداوند از روح خود بر من دمید
روح به من جان داد
و جان زندگی
و زندگی لمس شدنیست
و خداوند
همین نزدیکیست
....
همین نزدیکی!
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 8:30 AM | |
چقدر سخت است صبر کردن و صبور بودن.
گویند: صبر داشته باش ..
صبر پیشه کردن را بیاموز
با صبر زندگی کن
که خداوند با صابران است
اما چه سخت است !
صبوری...!
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 7:45 PM | |
بی نیاز از سخن من!
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 7:54 AM | |
بهترین تکیه گاه
بهترین پناهگاه
بهترین دوست
و ماندگارترین
آنکه فراموش میشود اما لحظه ای فراموش نمیکند
مرا به حال خود رها نکن در این روزگار که سخت است تنهایی و بی همصدایی
و مرا بشنو آنگاه که صدایت میکنم.
***
و اما...!!!
چه زیباست انار!
انار همیشه منشأ یادآوری یکتا خالق است برایم..
این چنین یاقوتهایی زیبا .. لمیده در کنار هم دوستانه!
همراه با آن قلبهای سفید در سینه هاشان...
بیایید
قلبهامان را سفید کنیم.
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 10:12 PM | |