رنجستان یک زن مشرقی
داریوش کمانی
دلم گرفته است
نه از آن و از این
بلکه از خودم!
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 11:9 AM | |
هستم. همین اطراف...
شما هم هستید؟
اگر نه کجایید؟!
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 9:57 AM | |
گویی چیزی کم است!
یک حس
یک عشق
یک صدای دلپذیر
صدایی که نجوا کند در گوشم ... زندگی را
صدایی که ماندگار باشد
به مانند قصه ها سخن پرانی میکنم!
شاید این قصه ها هم از پس داستانهایی واقعی سر برآورده اند!
گویی سرشتم این گونه خواست که روحم پیوسته نا آرام باشد
سرشتی نا آرام!
خوب است.... راضیم
چرا که شاید با سرشتی آرام دیگر سودابه ای نباشد
صبر میکنم
http://www.thepenandtheinkpot.org/0116.html
[+] نوشته شده توسط یک زن مشرقی در 7:44 AM | |