"آزادی، آزادی"،
"الله اکبر"،
"یا حسین، میرحسین"،
"ما اهل کوفه نیستیم، حسین تنها بماند"،
"دولت کودتا، استعفا، استعفا"،
"زندانی سیاسی آزاد باید گردد"
"برادر شهیدم، رأیت رو پس می گیرم"

سبز سبزم ریشه دارم
من درختی استوارم
شور و عشق و شادیم را
از خدایم هدیه دارم
هر چه هستم هر چه باشم
چشمه ام پاکم زلالم

یا علی مدد
.....تقدیم به سهراب اعرابی.....

شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست
مملکت رفته ز دست
مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس
ناخدا عدل است و بس
کار پاس کشتی و کشتینشین با ناخداست
کار ایران با خداست
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه
خون جمعی بی گناه
ای مسلمانان! در اسلام این ستمها کی رواست؟
کار ایران با خداست
----------------------------------
پس نوشت: خدایا ...
پاسداشت خونهای ریخته شده این بیگناهان با تو
تو شاهد باش که این نامردان چها کردند و میکنند
خودت دادرس باش
خدایا دادرس باش
---------------
شعر: استاد بهار
هنگام مي و فصل گل و گشت چمن شد
دربار بهاري خالي از زاغ و زغن شد
از ابر كرم خطه ي ري رشك ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه كجرفتاري اي چرخ
چه بدكرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ
نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سر قدشان سرو خميده
در سايه گل بلبل از اين غصه خزيده
گل نيز چو من در غمشان جامه دريده
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران
از اشك همه روي زمين زير و زبر كن
مشتي گرت از خاك وطن هست بسر كن
غيرت كن و انديشه ايام بتر كن
واندر جلو تير عدو سينه سپر كن
چه كجرفتاري اي چرخ
چه بدكرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ
نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
--------------------------------
پس نوشت: شعر از عارف قزوینی اگر اشتباه نکنم. ( گر دخل و تصرفی شده در شعر درج شده خواهش میکنم اطلاع رسانی کنید.)
آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی
شور منم
نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی
کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم




- ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم.
- حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
حالم به هم میخورد...!
دیکتاتور..
مزدور..
نوکر کثیف روسیه..
کشور را به آتش و خون میکشند!
این مرز رهبر نمیخواهد!
این بوم نوکر نمیخواهد!
این سرزمین آزادی میخواهد.. منطق.. احترام.. عشق ... !!!!
اینجا ایران است هیچ میدانستی؟
ایران سرزمین مهد و تمدن!
ای دیکتاتور..! باید دکترای تو را زیر سوال برد چرا که درسهای دبستانت را خوب نیاموختی و واژه ی تمدن را نمیشناسی! با تمدن قریبی.. و شاید هم بهتر است بگویم تمدن گریزی! اصلا خوی انسانی نداری تو و آن دگران که در قبال کشتار مردم بی گناه یا سکوت اختیار میکنید و یا غیر مستقیم جواز هرکشتار و خونریزی را صادر میکنید و دردل به ریش ما میخندید!!!! قدرت در دست شماست... باتوم و کلاش و گاز و کوفت و زهرمارهای دیگر.... تا کی ؟ به چه قیمتی؟
تاریخ را بخوان... تاریخ هم کیشانت را ... میدانی که ... دیکتاتور ها را میگویم... بخوان تا از سرنوشتت آگاه شوی!
دروغ .. دروغ .. دروغ .. .. دروغ .. دروغ .. دروغ .. دروغ .. دروغ .. دروغ .دروغ ..(حتی انکار دروغ ..!!!..پول نفت و سفره؟ من نگفتم !.).. دروغ.. دروغ و دروغ و دروغ و ...... قتل ..!!!!!!
حالم به هم میخورد!
بوی تعفن می آید.

